غزل شمارهٔ ۳۰۵

غزلیات

گرد ماه از مشک خرمن می‌زنی
واتش اندر خرمن من می‌زنی

پردهٔ شب را بدین زودی چرا
بر فراز روز روشن می‌زنی

من ز سودای تو بر سر می‌زنم
تو نشسته فارغ و تن می‌زنی

ای ببردستی بطراری ز من
من ندانستم که این فن می‌زنی

آستین بشکرده‌ای بر کشتنم
طبل خود در زیر دامن می‌زنی

تیر مژگان را بگو آهسته‌تر
کو نه اندر روی دشمن می‌زنی

بوسه‌ای من بر کف پایت دهم
مدتی آن بر سر من می‌زنی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}