غزل شمارهٔ ۳۰۷

غزلیات

نام وصل اندر زبانی افکنی
تا دلم را در گمانی افکنی

راست چون جان بر میان بندد دلم
خویشتن را بر کرانی افکنی

از جهان آن دوست داری کاتشی
هر زمان اندر جهانی افکنی

چشمت اندر تیر بارانش افکند
زلف چون در حلق جانی افکنی

چون قرین شادیی خواهم شدن
بر سپهر غم قرانی افکنی

گر کنم در عمر دندانی سپید
در نواله‌ام استخوانی افکنی

پادشاهی در نکویی چت زیان
گر نظر بر پاسبانی افکنی

طالعی داری که خورشیدی شود
سایه گر بر آسمانی افکنی

هجر را گویی که کار انوری
بوک با نام و نشانی افکنی

با سروکاری چنینت درخورست
اینکه در پایی چنانی افکنی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}