شمارهٔ ۱۲ - وقتی انوری را درد پایی عارض گشته و ناصرالدین طاهر به عیادت وی رفته در شکر آن و عذرخواهی این قطعه گفته است

مقطعات

این فلک پیش طالع نیکت
کرده بردار اختر بد را

فتح باب کفت به بار آرد
قلب دیماه شاخ بسد را

مستعد قبول نطق کند
فیض عقل تو طینت دد را

تو بمان صد قران و گر به شبی
برسد روز همچو من صد را

به کم از فکرتی بود مازار
رای عالی و جان بخرد را

درد پای من آن محل دارد
که تو دردسری دهی خود را؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}