شمارهٔ ۳۸ - در مدح موئتمن سرخسی

مقطعات

رتبت و تمیکن صدر موئتمن
همچو قدر و همتش بی‌منتهاست

آفتابش در سخاوت مقتدیست
واسمان را در کفایت مقتداست

طبع شد بیگانه با آز و نیاز
تا کفش با جود و بخشش آشناست

دست او را خواستم گفتن سخیست
باز گفتم نه غلط کردم سخاست

ای جوادی کز پی مدح و ثنات
بر من از مدح و ثنا مدح و ثناست

عالمی از کبریایی سر به سر
گرچه عالم سر به سر کبر و ریاست

زحمتی آورده‌ام بار دگر
گرچه روز و شب دلت در یاد ماست

کار شاعر زحمت آوردن بود
وانکه رحمت آورد کار شماست

هست مستغنی ز شرح از بهر آنک
شرح کردن زانچه می‌دانی خطاست

بادت اندر دولت باقی بقا
تا بقا از ایزد باقی بقاست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}