شمارهٔ ۱۰۹ - در طلب شراب

مقطعات

ای سروری که چون تو به رادی سحاب نیست
چون رای روشن تو بلند آفتاب نیست

مهمان رسیده‌اند تنی چندم این زمان
قومی که شان برفتن از اینجا شتاب نیست

داریم کودکی که چو روی و چو موی او
گلبرگ نوشکفته و مشک به تاب نیست

دربند خواب او همه حیران بمانده‌ایم
او نیم مست گشته و ما را شراب نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}