انوری
شمارهٔ ۱۸۹
مقطعات
خداوندا رهی را شاهدی هست
که چرخ از عشق او پروین فروشد
مدام از شاخ زلف و باغ رخسار
به عاشق سنبل و نسرین فروشد
مرا گوید به مستی هرزه بفروش
که عاشق وقت مستی آن فروشد
به پیران سر نکو ناید که چاکر
برای لوت او سرگین فروشد
انوری
مقطعات
خداوندا رهی را شاهدی هست
که چرخ از عشق او پروین فروشد
مدام از شاخ زلف و باغ رخسار
به عاشق سنبل و نسرین فروشد
مرا گوید به مستی هرزه بفروش
که عاشق وقت مستی آن فروشد
به پیران سر نکو ناید که چاکر
برای لوت او سرگین فروشد
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}