شمارهٔ ۲۰۰ - شکایت از دهر

مقطعات

جفای گنبد گردان به پایه‌ای برسید
کز آن فرازتر اندر ضمیر پایه نماند

خرد چو مورچه در تشت حیرتست ازآنک
مدبران را تدبیر تشت و خایه نماند

از آفتاب حوادث چنان بسوخت جهان
که کوه را به مثل دستگاه سایه نماند

کدام طفل تمنی کنون رسد به بلوغ
چو در سواد و بیاض زمانه دایه نماند

طمع ببر ز سرایی که نظم عیش درو
به هم سرایه توان داد و هم سرایه نماند

جهان وظایف روزی و امن باز گرفت
مجاهزان فلک را مگر که مایه نماند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}