شمارهٔ ۳۰۸ - در شکایت از ممدوح خویش حمیدالدین

مقطعات

دراز گشت حدیث درازدستی ما
سپید گشت به یک ره سپیدکاری برف

زمین و آب دو فعلند پر منافع سخت
هوا و آب دو بحرند پر عفونت ژرف

فغان من همه زین عیش تلخ و روی ترش
چنانکه قلیه افعی خوری بریق ترف

فغان من ز خداوند من حمیدالدین
که از وجود من او را فراغتیست شگرف

در اینچنین مه و موسم که درع ماهی را
ز زور لرزهٔ دریا نه قبه ماند و نه ظرف

به صد هزار تکلف به خدمتش بردم
قصیده‌ای که نه نقدش عیار یافت نه صرف

ز عرض کردن و ناکردنش چنان که کنند
خبر نکرد مرا بعد هفته‌ای به دو حرف

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}