شمارهٔ ۳۸۳ - نصیحت

مقطعات

کم عیالی سعادتیست که مرد
نرود جز برای خویش بدان

مرد رد نیز بند تخته و غل
جز عیال گران مدان به جهان

گرچه مردانگی به جهد کند
نتواند شد از میان به کران

در کواکب نگاه کن به شگفت
تا ببینی دلیل این به عیان

ماه تنهاست زین سبب شب و روز
می‌کند گرد آسمان جولان

گاه باشد به شرق و گاه به غرب
گاه در حوت و گاه در سرطان

نعش مسکین که دختران دارد
لاجرم والهست و سرگردان

نه طلوعست مر ورا نه غروب
صعب کاریست این عیال گران

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}