شمارهٔ ۴۰۷ - سلطان سنجر را گوید

مقطعات

ای جهان را عدل تو آراسته
باغ ملک از خنجرت پیراسته

حلقهٔ شب رنگ زلف پرچمت
روزها رخسار فتح آراسته

در دو دم بنشانده از باران تیر
هر کجا گرد خلافی خاسته

خسروان نقش نگین خسروی
نام را جز نام تو ناخواسته

گنجها خواهان ز دستت زان شدند
کز پی خواهنده داری خواسته

در بلاد ملک تو با خاک بیز
راستی ناید ز خاک آراسته

ای به قدر و رای چرخ و آفتاب
باد ماه دولتت ناکاسته

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}