شمارهٔ ۴۱۲ - شراب خواهد

مقطعات

بار خدایا به فضل بندهٔ خود را
گر بتوانی فرست پارهٔ باده

زان می آسوده کز پیاله بتابد
چون ز بلور سپید بسد ساده

زانکه بدو تند کره رام توان کرد
زانکه ازو گردد ایستاده فتاده

زانکه مرا کره‌ایست تند و زنخ سخت
سرکش و بدخو میانهٔ گله‌زاده

بنده بدو جز به می سوار نگردد
ور نبود می بماند بنده پیاده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}