شمارهٔ ۴۲۲ - در تهنیت تشریف

مقطعات

تو آن سپهر اثر صاحبی که پیک قدر
به نیک و بد ز بساط تو می‌برد نامه

به تازه کردن تاریخ رسمهای تو دهر
کجا بماند که روز نکرد هنگامه

ستارگان ز یمین و یسار آصف و جم
به خدمتی به تو آورده خاتم و خامه

ز قصد حادثه ایمن چو وحش و طیر حرم
به زیر سایهٔ عدل تو خاصه و عامه

شریف کسوت خاص خلیفه را که قضا
به مشتری ندهد بر سپهر خودکامه

جهان موازنه می‌کرد با کمال تو گفت
که کعبه را چه تجمل فزاید از جامه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}