شمارهٔ ۴۲۵ - لطیفه

مقطعات

مرا دی یاسمن پیغام دادست
به تو ای صاحب و صدر یگانه

ز هر نوعی سخن گفته‌ست پنهان
غرض را درج کرده در میانه

چه فرمایی کنون پیغام او را
به سمع تو رساند بنده یانه

مرا گفته‌ست فردا کاتش صبح
زند از کورهٔ مشرق زبانه

بگو او را که می‌گوید فلانی
که ای خلقت چو جودت بی‌کرانه

چو در سالی مرا ده روز افزون
نباشد نوبت از گشت زمانه

پس از ده روز خود تاخیر کردم
شوم تا سال دیگر آفسانه

کنون درخواستی دارم ز خلقت
همانا ناورد با من بهانه

دو روزک نیز در صحن چمن آی
بگو تا مطرب آرند و چغانه

به زیر سایهٔ گل شادمان باش
مرا از لطف خود کن شادمانه

چون من بهر تو آیم خوب نبود
من اندر باغ و تو در تاب خانه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}