شمارهٔ ۴۵۹ - در مذمت کسی گفته

مقطعات

ز جنس مردمان مشمار خود را
گرت یزدان زری دادست و زوری

هنر باید چه روباهی چه شیری
خرد باید چه قارونی چه عوری

ز خشم غالب و از حرص با برگ
همین دارند هر ماری و موری

ز اسب و تخت تو رشکم نیاید
نه من همچون توام کری و کوری

چه رشک آید از آن چیزم که گردون
اگر پیش آردت تلخی و شوری

از این داغی بماند یا دریغی
وزان دودی برآید از تنوری

چو بر تختی جمادی بر جمادی
چو بر اسبی ستوری بر ستوری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}