شمارهٔ ۴۷۲ - در هجو سیف‌الدین نامی گفته

مقطعات

تو ای سیف زنگ اجل چون نگیری
که الحق به انصاف درخورد آنی

بدین تیزی و روشنایی و گوهر
ترا در کجا می‌خورد زندگانی

نه در دست تقدیر ملکی بگیری
نه در حرب ایام خونی برانی

ترا ذوالفقار علی خود گرفتم
گران قلتبانی گران قلتبانی

حقوقی که در گردنت هست واجب
به گوش دلت چون فرو می‌نخوانی

بدین مایه داد و ستد بعد ماهی
چه تاخیر سردست چون می‌توانی

چرا قدر مردم ندانی ولیکن
تو مردم نه‌ای قدر مردم چه دانی

خرابی عالم ز تو هست پیدا
مباد آنکه اندر جهان تو بمانی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}