شمارهٔ ۶۱۵

غزلیات

عام است پیر میکده ما کرامتش
مطرب بخوان تو فاتحه بهر سلامتش

یکعمر بیش صرف وفای تو کرده ایم
ای بیوفا بگو زکه گیرم غرامتش

آنرا که احتمال وصالی بود بعشق
آسان بود تحمل بار ملامتش

آن مشتری خصال گرت هست در وثاق
از مشتری چه خواهی و از استقامتش

صد جوی خون زدیده رود در کنار اگر
زیب کنار غیر بود سرو قامتش

بیهوده صرف مهر بتان گشت عمر ما
آوخ زدرد عاشقی و از ندامتش

آشفته میرود که شود خاک در نجف
کآسودگی دهند ز هول قیامتش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}