شمارهٔ ۷۰۳

غزلیات

سیل اشکم به شب هجر چو پیوست به هم
کشتی و نوح به یک موجش بشکست به هم

خواستم نقش مه و سنبله از کلک قضا
نقش رخساره و گیسوی تو پیوست به هم

جز خط و زلف که پیوست به هم کس نشنید
خضر و اهریمن و جادو که دهد دست به هم

چشمکان در خم ابروی کجت دانی چیست
تیغ‌ها آخته در حمله دو بدمست به هم

دل دیوانه آشفته چو زنجیری دید
حلقه‌های خم زلف تو به پیوست به هم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}