اوحدالدین کرمانی
شمارهٔ ۶۱
الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها
تا گوش دلت به غفلت است آکنده
دل را تو مپندار که گردد زنده
شرمت ناید از آنک از خون تو بود
سلطان باشد تو را تو او را بنده
اوحدالدین کرمانی
الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها
تا گوش دلت به غفلت است آکنده
دل را تو مپندار که گردد زنده
شرمت ناید از آنک از خون تو بود
سلطان باشد تو را تو او را بنده
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}