اوحدالدین کرمانی
شمارهٔ ۸۵
الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها
ظلم آب زرخ، زور ز بازو بُبَرد
رنگ از گل وز مشک ختن بو بُبَرد
گر بر سر مظلوم نهی پای به ظلم
گر خود تو سکندری که دست «هم» او بُبَرد
اوحدالدین کرمانی
الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها
ظلم آب زرخ، زور ز بازو بُبَرد
رنگ از گل وز مشک ختن بو بُبَرد
گر بر سر مظلوم نهی پای به ظلم
گر خود تو سکندری که دست «هم» او بُبَرد
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}