شمارهٔ ۷۲۸

غزلیات

چون خال هندوی تو بر آتش نشسته‌ایم
سوزان ولیک تازه و تر خوش نشسته‌ایم

برد و سلام خواند بر او جبرئیل عشق
در باغ چون خلیل و بر آتش نشسته‌ایم

رد و قبول در کف صورت نگار و ما
چو لعبتی به کاخ منقش نشسته‌ایم

عشق تو آتشی است پی امتحان و ما
اندر خلاص چون زر بی‌غش نشسته‌ایم

مست شراب رنجه ز درد سر خمار
ما از شراب عشق تو سر خوش نشسته‌ایم

قومی کنند بر سر دنیای دون نزاع
ما فارغ از نزاع و کشاکش نشسته‌ایم

آشفتگی ما چو ز سودای زلف تست
مجموع خاطریم و مشوش نشسته‌ایم

تا رایض است مهر علی چرخ رام ماست
نشکفت اگر به توسن سرکش نشسته‌ایم

ما زر نه‌ایم لیک خود از معدن زریم
پهلوی زر ناب چو مرقش نشسته‌ایم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}