اوحدالدین کرمانی
شمارهٔ ۷
الفصل الاول - فی الطامات
پیری ز خرابات برون آمد مست
سجّاده به کول و کوزهٔ باده به دست
گفتم پیرا تو را به دل ایمان هست؟
ایمان به دل اندر است و دل نیست به دست
اوحدالدین کرمانی
الفصل الاول - فی الطامات
پیری ز خرابات برون آمد مست
سجّاده به کول و کوزهٔ باده به دست
گفتم پیرا تو را به دل ایمان هست؟
ایمان به دل اندر است و دل نیست به دست
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}