اوحدالدین کرمانی
شمارهٔ ۹۴
الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
از روی تو من همیشه گلشن بودم
وز دیدن تو دو دیده روشن بودم
گفتم به دعا چشم بد از روی تو دور
جانا مگر آن چشم بدت من بودم
اوحدالدین کرمانی
الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
از روی تو من همیشه گلشن بودم
وز دیدن تو دو دیده روشن بودم
گفتم به دعا چشم بد از روی تو دور
جانا مگر آن چشم بدت من بودم
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}