غزل شمارهٔ ۲۳۸

غزلیات

باید که مال دنیا مسمار دل نباشد
کین مارها که بینی، جز مار دل نباشد

بیمار جهل گردد روزی هزار نوبت
از عقل اگر زمانی تیمار دل نباشد

وقتی که حرص و شهوت خواری کنند بر دل
آه! ار عنایت او غم خوار دل نباشد

سودی ندارد از کس یاری نمودن دل
نور هدایت او تا یار دل نباشد

نزد خداپرستان دانی که: چیست طاعت؟
آن سیرتی که در وی آزار دل نباشد

یک بار اگر ببینی دل را، یقین بدانی
کین آبگینه هرگز در بار دل نباشد

بر قول اوحدی کن گوش، ار نجات خواهی
زیرا که قول او جز مسمار دل نباشد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}