غزل شمارهٔ ۳۰۴

غزلیات

در آن شمایل موزون چو دل نگاه کند
هزار نامه به نقش هوس سیاه کند

ز حسرت رسن زلف و چاه غبغب او
نه طرفه گر دل من رغبت گناه کند

به هجراو دل من غیر ازین نمی‌داند
که روز و شب بنشیند، فغان و آه کند

برفت و در پی او آن چنان گریسته‌ام
کز آب دیدهٔ من کاروان شناه کند

دلم کجا طمع وصل او کند؟ هیهات!
مگر ز دور به خاک درش نگاه کند

اگر ز طلعت او مشتری خبر یابد
کجا ملازمت آفتاب و ماه کند؟

ز فخر سر به فلک برکشد ستاره صفت
چو اوحدی ز سر زلف او پناه کند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}