غزل شمارهٔ ۳۳۱

غزلیات

میان ما و تو دوری به اختیار نبود
مرا زمان فراق تو در شمار نبود

گذار بود مرا با تو هر دمی ز هوس
به منزلی، که هوا را در آن گذار نبود

حدیث گفتن و اندیشه از رقیبی نه
بهم رسیدن و تشویش انتظار نبود

به چند گونه مرا از تو بوسه بود و کنار
که هیچ گونه ترا از برم کنار نبود

کنون ز هجر به روزی فتاده‌ام، که درو
گمان می‌برم که خود آن روز و روزگار نبود

هزار یار فزون داشتم، که هیچ مدد
ز هیچ یار ندیدم، چو بخت یار نبود

نظر به کار دل او حدیث بود ولی
چه سود از آن؟ چو دل ساده مرد کار نبود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}