غزل شمارهٔ ۳۸۳

غزلیات

مگذر ای ساربان، ز منزل یار
تا دمی در غمش بگریم زار

از برای کدام روزم بود؟
اشک خونین و دیدهٔ‌ خونبار

گر قیامت کنیم، شاید از آنک
با قیامت فتادمان دیدار

پار با دوست بوده‌ایم این جا
آه ازین پیشِ دوست بودنِ پار!

ساقی، ار جام باده‌ای داری
به چنین فرصتی بیا و بیار

مطرب، ار مانعی و عذری نیست
نفسی وقت عاشقان خوش دار

غزلی ز اوحدی گرت یادست
بر منش خوان به یاد آن دلدار

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}