غزل شمارهٔ ۳۹۹

غزلیات

همه عالم پرست ازین منظور
همه آفاق را گرفت این نور

حاصل شهر عاشقان سریست
گرد بر گرد آن هزاران سور

گر چه پر آفتاب گشت این شهر
زان میان نیست جز یکی مشهور

گنج در پیش چشم و ما مفلس
دوست بر دستگاه و ما مهجور

اصل این کل و جز و یک کلمه است
خواه تورات خوان و خواه زبور

هر کس از جانبیش می‌جویند
مصطفی از حری، کلیم از طور

اوحدی، رخ درو کن و بگذار
آرزوی بهشت و حور و قصور

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}