غزل شمارهٔ ۴۵۰

غزلیات

زاهدان را گذاشتیم به جنگ
ما و جام شراب و نغمهٔ چنگ

نه پی مال می‌رویم و نه جاه
نی غم می خوریم و نه ننگ

نه به اقرار دوستان شادیم
نه به انکار دشمنان دلتنگ

نه به شاهیم طامع و نه به میر
نه به بوییم غره و نه برنگ

سر مظلوم و آرمان در پیش
تیغ ظالم شکارشان در چنگ

کرده از ما کسان به کیسه شکر
خورده از ما خسان، به کاسه شرنگ

آنکه ما را نمی‌هلد در شهر
سر، بهل تا همی زند بر سنگ

ننیوشیم پند زاهد خشک
جان دهیم از برای شاهد شنگ

نه به مال کسی بریم آشوب
نه به خون کسی کنیم آهنگ

نه به آیین ما کسی را راه
نه بر آیینهٔ کس از ما زنگ

بر سریر سخن نشسته به کام
اوحدی فر و اوحدی فرهنگ

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}