غزل شمارهٔ ۴۹۶

غزلیات

من بادهٔ عشق نوش کردم
چون مست شدم خروش کردم

هر عربده‌ای که باده انگیخت
با زاهد خرقه‌پوش کردم

هر کس که زما و من سخن گفت
او را به دو می خموش کردم

چون هوش برفت از رقیبان
این بار حدیث هوش کردم

پندم مده، ای رفیق، بسیار
انگار که: پند گوش کردم

بگذار، که من نماز خود را
در خانهٔ می فروش کردم

بر آتش عشق اوحدی را
امروز تمام جوش کردم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}