غزل شمارهٔ ۵۷۶

غزلیات

تا کی به در تو سوکوار آیم؟
در کوی تو مستمند و زار آیم؟

گر کار مرا تو غم رسی روزی
غم نیست، که عاقبت به کار آیم

وقتی که ز کشتگان خود پرسی
اول منم آنکه در شمار آیم

چون دست برآوری به خون ریزی
هم من باشم که: پایدار آیم

روزی اگرم تو یار خود خوانی
دانم به یقین که: بختیار آیم

هم پیش تو بگذرم به دزدیده
گر نتوانم که آشکار آیم

مگذار مرا چو اوحدی تنها
زنهار! که من به زینهار آیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}