غزل شمارهٔ ۶۰۵

غزلیات

ای پیک نامه بر، خبر او به ما رسان
بویی ز کوی صدق به اهل صفا رسان

بیگانه را خبر مده از حال این سخن
زان آشنا بیار و بدین آشنا رسان

جای حدیث او دل آشفتهٔ منست
بشنو حدیثش و چو شنیدی به جا رسان

پوشیده نیست تندی و گفتار تلخ او
رو هرچه بشنوی تو مپوشان و وارسان

یا روی او ز دور درآور به چشم من
یا روی من به خاک در آن سرا رسان

زآن آفتاب رخ صفت پرتوی مگوی
یا چند ذره را ز زمین بر هوا رسان

ما را به آستانهٔ آن بت چو بار نیست
خدمت گریم، بر در اومان دعا رسان

آه و فغان اوحدی امشب، تو ای رسول
از جبرئیل بگذر و پیش خدا رسان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}