غزل شمارهٔ ۶۰۶

غزلیات

ای صبا، حال من بدو برسان
نه چنان سرسری، نکو برسان

سخن من نه بیش گوی و نه کم
آنچه من گویمت، بگو، برسان

به زبان کسش مده پیغام
خود سخن گوی و روبرو برسان

نامه با خودنگاه دار و چو او
با تو گوید که، نامه کو؟ برسان

گر مجالت نباشد اول روز
فرصتی نیک‌تر بجو، برسان

قصهٔ این غریب سرگشته
پیش آن ماه تندخو برسان

حلقه‌ای باز کن ز طرهٔ او
حلقه بگذاشتیم، بو برسان

سخن چشم همچو جوی مرا
بنگار بهانه جو برسان

اوحدی گر چه در غمش یکتاست
تو سلام هزار تو برسان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}