غزل شمارهٔ ۶۱۴

غزلیات

تا به کی این بستن و بگسیختن؟
سیر نگشتی تو ز خون ریختن؟

چیست چنین مست شدن وانگهی
با من بیچاره بر آویختن؟

بر لب بدخواه زدن آب وصل
وز تن من گرد بر انگیختن؟

سیم تنا، خوش عملی نیست این
دل ز کسان بردن و بگریختن

پردهٔ صد دل به دریدن به جور
پردهٔ رخسار در آویختن

خاک توام، ای پسر، آخر چراست؟
بر سر ما خاک جفا بیختن

دست ندارد ز تو باز اوحدی
گر چه نداری سر آمیختن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}