غزل شمارهٔ ۶۸۰

غزلیات

زود شود باز بستهٔ تو
عاشق از دام جستهٔ تو

رونق گل می‌برد همیشه
عارض چون لاله دستهٔ تو

آن شکرینی، که وقت بوسه
قند بریزد ز پستهٔ تو

رحم، که بر هم شکست ما را
طرهٔ در هم شکستهٔ تو

وقت نیامد که باز بندی؟
رشتهٔ عهد گسستهٔ تو

عید من آن دم بود که بینم
ماه جمال خجستهٔ تو

تن به سرشک چو سیم شویم
زان تن چون سیم شستهٔ تو

اوحدی، اینجا چه گرد خیرد؟
زین دل در خون نشستهٔ تو

طاقت تیر غمش نیاورد
سینهٔ مجروح خستهٔ تو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}