غزل شمارهٔ ۶۸۱

غزلیات

دل به تو دادیم و شکستی، برو
سینهٔ ما را چو بخستی ، برو

داد دل از پیش تو می‌خواستم
چون بت بیداد پرستی، برو

باز ز سر عربده داری و جنگ
هیچ نگویم که: تو مستی، برو

نیستی از همچو منی در جهان
سهل بود، چون که تو هستی، برو

آمده بودم که نشینی دمی
چون ز تکبر ننشستی، برو

گم شده بودم که: بجویی مرا
چونکه نجستی و بخستی، برو

اوحدی شیفته در دام تست
گر تو ازین دام بجستی، برو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}