غزل شمارهٔ ۷۰۲

غزلیات

ای مرغزار جانها لعل تو آب داده
وی تب کشیده دل را زلف تو تاب داده

رویت به یک لطیفه مه را سپر شکسته
چشمت به نیم غمزه دل را جواب داده

دل را لب تو از می تاراج روح کرده
جان را رخ تو از خوی بوی گلاب داده

پیش رخ و جبینت باج و خراج هر دم
هم مشتری کشیده، هم آفتاب داده

بیدار با تو خواهم یکشب که باده نوشم
وان مردم دگر را سر سوی خواب داده

چشم من از خیالت هر سوزنی که بسته
توفان گریه آن را یکسر به آب داده

فردا مگر عقوبت کم باشد اوحدی را
امروز عشقت او را چندین عذاب داده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}