غزل شمارهٔ ۷۱۳

غزلیات

ای ز زلفت عقل در دام آمده
نرگست با فتنه همنام آمده

نازکست اندام سیمینت چو گل
ای سرا پایت به اندام آمده

گِردِ صبح صادق رخسار تو
چین زلفت پردهٔ شام آمده

دیگ سودای ترا دل در دماغ
پخته بسیاری، ولی خام آمده

در حساب بوسه امید مرا
بر دهانت مبلغی وام آمده

گوش ما را از لبت چشم دعا
بوده، لیکن جمله دشنام آمده

از تمنای لب میگون تو
اوحدی را سنگ بر جام آمده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}