غزل شمارهٔ ۷۲۰

غزلیات

می‌نالم ازین کار به سامان نرسیده
وین درد جگر سوز به درمان نرسیده

جانا، سخنست این همه سوراخ ببینید
بر سینهٔ این کشتهٔ پیکان نرسیده

افسوس! که موری نشکستیم درین خاک
وین قصه به نزدیک سلیمان نرسیده

ای ترک پری‌چهره، چه بیداد و جفا ماند؟
کز کافر چشمت به مسلمان نرسیده

از خوان تو برخاسته یغمای طفیلی
زان گونه که یک لقمه به مهمان نرسیده

شک نیست که این چشم چو دریا نگذارد
در شهر یکی خانهٔ توفان نرسیده

زود اوحدی اندر سخن خود برساند
آوازهٔ این جور به سلطان نرسیده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}