غزل شمارهٔ ۷۴۸

غزلیات

همچو گل صد گونه رنگ آورده‌ای
غنچه‌وارم دل به تنگ آورده‌ای

سوی من هر دم ز زلف و خال و خط
لشکری دیگر به جنگ آورده‌ای

در مخالف میزنی چون دف مرا
راستی نیکم به چنگ آورده‌ای

چون تو آهو زاده‌ای حیفست حیف!
کآنچنان خوی پلنگ آورده‌ای

بی‌گناهم کشته‌ای صدبار و باز
رفته‌ای، صد عذر لنگ آورده‌ای

بس جهودی میکشم، گویی، مرا
با اسیران از فرنگ آورده‌ای

اوحدی را خاک پای خویش خوان
چونکه دستش زیرسنگ آورده‌ای

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}