غزل شمارهٔ ۸۱۳

غزلیات

جانا؛ غم ما نداشتن تا کی؟
ما را به جفا گذاشتن تا کی؟

شاخ طرب از زمین جانها تو
برکندن و غصه کاشتن تا کی؟

در حسرت خویش گونهای ما
زینگونه به خون نگاشتن تا کی؟

از لطف بما نگاه کن روزی
راز تو نگاهداشتن تا کی؟

بر یک دل مستمند سر گردان
صد درد و بلا گماشتن تا کی؟

در پای ستم چو خاک ره ما را
افگندن و برنداشتن تا کی؟

بر اوحدی شکسته، چون گردون
گردن ز جفا فراشتن تا کی؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}