غزل شمارهٔ ۸۳۲

غزلیات

ای تن و اندامت از گل خرمنی
عالمی حسنی تو در پیراهنی

دل که بالای تو و روی تو دید
کی فرود آید به سرو و سوسنی؟

بی‌دهان همچو چشم سوزنت
شد جهان بر من چو چشم سوزنی

آنکه ببرید از من بیدل ترا
جان شیرین را جدا کرد از تنی

بر دلم داغ جفا تا کی نهی؟
بار چندین برنتابد گردنی

دوش می‌گفتی که: پیش من بمیر
گر مجال افتد زهی خوش مردنی!

اوحدی مسکین به گیتی بی‌رخت
کی قراری داشتی در مسکنی؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}