شمارهٔ ۸۵۷

غزلیات

مطرب چه پرده زد که زپرده برآمدیم
چون شمع بهر دادن جان باسر آمدیم

رندان وزاهدان بهم آمیخته زوجد
بی پا و سر تمام زیکدر درآمدیم

در آب آتشین می عشق جمله غرق
گوئی سمندریم که در آذر آمدیم

ما از نوای عشق و می شوق سرخوشیم
در وجد نه زساز و می و مزمر آمدیم

تا ارتفاع از قدح و می گرفته ایم
حاکم بچار ما در و هفت اختر آمدیم

ما را شکر دهد زنی خامه شعر تر
در این چمن چو بید اگر بی بر آمدیم

آشفته است و وجدی و هم مشربان خاص
با یک زبان به مدحت حیدر درآمدیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}