بخش ۱۵ - غزل

منطق‌العشاق

تومینالی و کس را زان خبر نه
وزان زاری ترا خود درد سر نه

دل اندر مهر من بستی و آنگاه
ز من حاصل به جز خون جگر نه

مرا زلفی چو زنجیرست و از تو
کسی در عاشقی دیوانه تر نه

سخن بسیار میدانی وزین سال
سخن‌ها در دل من کارگر نه

مرا جز عشقبازی مصلحت‌هاست
ترا جز عاشقی کار دگر نه

طلب گار و ترا چیزی نه بر جای
خریدار و ترا در کیسه زر نه

بدین سرمایه عاشق چون توان شد؟
به ترک عشق میگویی و گر نه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}