بخش ۳۱ - شنیدن عاشق سخن معشوق را

منطق‌العشاق

برید دوست چون آورد نامه
درید آن عاشق از اندوه جامه

سلامی دید، دور از هر سلامت
حدیثی سر به سر جنگ و ملامت

بدانست از سواد نامهٔ دوست
فراغ خاطر خود کامهٔ دوست

به دل گفتا: بکن زین کار دندان
جفا بر خود مکن چندین که چندان

دل آن بی‌وفا در بند ما نیست
دگر بارش سر پیوند ما نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}