شمارهٔ ۹۰۹

غزلیات

ای حرف سر زلف تو سودای حریفان
این طرفه که دل میبری از دست ظریفان

چون باد خزان است و زان در چمن دهر
کردیم عبث خدمت سرو و گل و ریحان

پیمانه کشم تازه کنم عهد بساقی
بشکست اگر یار کهن شیشه پیمان

آشفته بجز زلف بتان جا نگرفتم
شد عمر گرانمایه بسودای پریشان

در دست نماند است بجز باد مرا هیچ
ناچار علی را بزنم دست بدامان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}