شمارهٔ ۹۳۲

غزلیات

نه همین مهر تو آمیخت به آب و گل من
که مخمر شده ز آغاز ز مهرت دل من

دل من مشکل من بود همانا به جهان
تا نشد خون دل من حل نشد این مشکل من

تو بدل اندری و دل همه جا در پی تست
چند غفلت کند از خویش دل غافل من

بهر دستان تو آریم بهر دستان چون
ناخن از خون کسان رنگ مکن قاتل من

دوش عشق تو ندا داد بآواز بلند
منم آن دجله که شد بهر فنا ساحل من

تخمها کشته حریفان و درودند بکام
تخم ناکشته خدا را چه بود حاصل من

ندهم دامنت از دست من ای دست خدا
گر تو گوئی برو آشفته نه ای قابل من

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}