شمارهٔ ۹۷۱

غزلیات

خیز ای صوفی سالوس وز میخانه برو
دامنت تا نشد آلوده از این خانه برو

زرق و طامات در اینجا نخرد کس برخیز
تا که گفتت که زمسجد سوی میخانه برو

سعی در ریختن خون صراحی چکنی
بگذر از سر خون خود و رندانه برو

آشنایان طریقت زخودی بیخبرند
خودشناسی چو تو در سلسله بیگانه برو

ساکن میکده افسانه جنت نخرد
بر در صومعه زود از پی افسانه برو

عقل و دانائی و مستی چه بود سنگ و سبوست
تا نخوردی قدحی عاقل و فرزانه برو

بستی آشفته تو پیمان نکشی پیمانه
عهد و پیمان بشکن بر سر پیمانه برو

ران سبکروح گران سنگ بکش رطل گران
بگذر از این تن و جان بر در جانانه برو

شمع رخسار علی کرده تجلی به نجف
پر فشان و ارنی گوی چو پروانه برو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}