شمارهٔ ۱۱۶۲

غزلیات

به یاد آب مجاور دلا در این فلواتی
بود سراب گمان میکنی مقیم فراتی

صنم پرست بدل بر زبان صمد ز چه گوئی
به کعبه و به بغل در نهفته لات و مناتی

اجل ز مرگ خلاصت دهد کشی ز چه منت
عبث ز خضر تو ممنون دلا به آب حیاتی

مکن به فضل و هنر فخر ای حکیم زمانه
که اوست مایه حرمان و آن دگر فضلاتی

بجوی عز قناعت بهل تو ذل طمع را
که بیش و کم نشود چون که ثبت گشت براتی

ز شام تار منالی به روز وصل مبالی
مقرر است به خوان جهان عشا و غداتی

به بحر جرم تو آشفته سخت مانده غریقی
مگر که نوح ز طوفان دهد ز لطف نجاتی

تو نوح و عرصه امکان تمام بحر فنایت
که دست حق به صفات ای علی که مظهر ذاتی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}