بخش ۳۳ - پرسش اسکندر دربارهٔ کوش

کوش‌نامه

بدو گفت کای مایهٔ سنگ و هوش
تو هیچ آگهی داری از کار کوش؟

که من چون همی آمدم با سپاه
به ره بر یکی سنگ دیدم سیاه

بر او پیکری زشت کرده بپای
نبشته‌ست بر دست او رهنمای

که این پیکر کوش، شاه جهان
بر او آشکارا شده هر نهان

به گیتی ز شاهان برآورده نام
رسیده فزون از سه پانصد به کام

به گیتی نبیند کس، آن کاو بدید
که داند رسیدن بدان کاو رسید؟

در آن آرزویم کزآن داستان
شوم آگه، ای مایهٔ راستان

اگر هیچ آگاهی از کار اوی
یکی رنجه شو، مر مرا بازگوی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}