شمارهٔ ۱۱۷۲

غزلیات

بود زمین و آسمان از دم مرتضی علی
سود تمام کن فکان از دم مرتضی علی

نقش زمین و آسمان رنگ نداشت از ازل
بود بنای این و آن از دم مرتضی علی

لاجرم آب و خاک را این همه منزلت نبود
آدم از او شده عیان از دم مرتضی علی

صورتی ار بود عیان معنی ار بود نهان
هست عیان و هم نهان از دم مرتضی علی

سنگ و کلوخ و جانور برگ گیاه و هم شجر
جمله بذکر حق زبان از دم مرتضی علی

عیش بمحشر ار بسی میکند از عمل کسی
آشفته عیش شیعیان از دم مرتضی علی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}